جستجو

“ایران ای سرای اعدام”

“ایران ای سرای اعدام”

قاضی محمد قبل از طلوع آفتاب پیشانی باخچەها را بوسە می‌زد
گیسوان جنگل را نوازش میکرد
کابوس گلها را مرهمی بود و
زخمهای باخچە را تیمار میکرد.

شعر از: ارسلان چلبی

قاضی محمد قبل از طلوع آفتاب پیشانی باخچەها را بوسە می‌زد
گیسوان جنگل را نوازش میکرد
کابوس گلها را مرهمی بود و
زخمهای باخچە را تیمار میکرد.
کبوتران را بر روی شانەهای لبریز از روشناییش پناە می‌داد
در اوج تاریکی و مصیبت لبخند را نثار آسمان می‌کرد!

اما شما طلوع افتاب، آرامش جنگل و روشنایی پرواز را بە دار آویختید!

قاضی محمد سکوت را معنای دگر بخشید
او قبل از آنکە گریە سر دهد بە آرامی تبسم را بر روی لبهای این سرزمین جاری کرد
در آستانە ویرانی مرگ را تهدید کرد و زندگی را بە سلامی دگر اندیشید!

اما شما سکوت دریا، شادی و شور زندگی را بە دار آویختید!

آری، و اینگونە تاریخ کارتن خواب،تان را نوشتید
بسان گربەای ولگرد و استخوانی در آغوش مدرنیتە تبدیل بە حیوانی ملوس و خانگی شدید.
همە شما در تخت‌های این دارالمجانین مدرن روشنایی را بە سمت تباهی بردید
در دامان نژاد برتر مزرعەهای سوئیسی آخورها را لیس زدید و
از آن وقت بە بعد گلەها از دماوند سرازیر شدند!
کودتاها را در تهران امضا کردید و در همان تهران تابوت این تاریخ جعلی را برابر با اصل کردید
آری، ثبت با سند برابر است!
و این سرآغاز همان گربە ولگرد بود
کە در آخر موش‌ها ریسمان خون‌آلودش را جویدند و
این تاریخ را در اوج فاجعە بە گا دادند!


قاضی محمد سرآغاز شعری بود و شما شعر را بە دار آویختید.
اما واژەها همدیگر را در رگهای درخت و ضیافت خاک یافتند
کبوترها را بر دوش روشنایی سوار کردند و
جنگل را در گیسوی خورشید زندە یافتند!

آری، شما عزاداران ویرانی
نویسندگان مانیفست اعدام و کارخانەداران مدرن ریسندگی
کە طناب را بە ارمغان آوردید و چوبە دار از شناسەهای پست مدرن شما
و در تخت جمشید حقوق شهروندی سوسكها را در سازمان یونسکو ثبت کردید
و صد البتە
سرود “ایران ای سرای اعدام” را همی پسندیدید!

این سرزمین سردابەای بیش نیست
نسیم متعفن نفت کە تاج و تخت را در عمامەای می‌چرخاند
و جغدی سیاە کە لب بە سخن میگشود و
ظلمت و ژرفایی شب را نثار خیابانها میکرد
مرزها را با گلولە بە تاراج می‌برد و روشنفکرها و نویسندگان کاسەلیس را تازیانە می‌دادید!
این کانون گرم وطن را دیکتە میکردید
بە لحنی صمیمانە “همە جای ایران کشتارگاە من است” را آموزش میدادید
روشنفکرها را بە دنبال استخوانهای زبان پارسی فرستادید
انجمن مادر قحبەها خویشتن را همە جا جستجو می‌کردند
و در آخر زبان‌های محلی را در توقف‌گاە خود نشاندید
لیک دیپلمات‌های شما تە توقفی داشتند و نە زبانی در دهان،
بدینسان واژەها را بە رگبار بستند!

شما قاضی محمد را بە دار آویختید
شماها کە در مسابقە اصلاح نژاد در نیمە اول باختید و
منشور اعدام و شکنجە و چوبە دار را بر سردر تخت جمشید نوشتید!

15هم ژانویە 2019