جستجو

وضعیت زنان کارگر و ضرورت تشکل یابی

وضعیت زنان کارگر و ضرورت تشکل یابی

از سلسله برنامه های تجارب کارگری نهادهای همبستگی با جنبش کارگری ایران ( 13 دسامبر 2015) 

سحر صبا

شرایط کار و زندگی زنان و مردان کارگر در جمهوری اسلامی ایران روز به روز دشوار تر می شود، اما شرایط کار زنان کارگر به علت ستم مضاعف جنسیتی و طبقاتی بمراتب اسفناک تر و ابعاد تکان دهنده تری دارد. زنان کارگر نسبت به کارگران مرد، کمتر حقوق میگیرند، در انتخاب شغل محدودیت دارند، نرخ بیکاری در میان آنان بیشتر است و از امنیت شغلی کمتری هم برخوردارند.

طبق تحقيقی که اخيرا از وضعيت زنان کارگر در ايران انجام شده، درصد بسیار کمی از اين زنان، در کارخانجات بزرگ توليدی اشتغال دارند. علت اینکه از تعداد کارگران زن در مراکز بزرگ صنعتی کاسته میشود این است که این بخش از زنان کارگر به علت اینکه نياز به مرخصی زايمان و مهد کودک دارند و کارفرما برای آنها باید مخارج بیشتری را متحمل شود و یا اینکه در مواردی نمی توانند به نیازهای کارفرما در رابطه با اضافه کاری پاسخگو باشند خیلی راحت اخراج میشوند. بخش دیگر زنان کارگری هستند که در کارگاههای توليدی کوچک اشتغال دارند و از آن‌جا که اين کارگاههای کوچک تحت پوشش قانون کارنيستند، زنان شاغل در اين کارگاهها از حداقل امکانات مرخصی، بازنشستگی و بيمه برخوردار هستند، نسبت به کارگران کارخانجات بزرگ حقوق کمتری دريافت میکنند، جرات اعتراض ندارند و به راحتی و با هر بهانه‌ای اخراج و بيکارمی‌شوند.

بخش سوم زنان کارگری که در صنعت خانگی اشتغال دارند. اين زنان که تعدادشان روز به روز افزايش می‌يابد دستمزدهای بسيار ناچيز می‌گيرند و ساعات نامحدود کار می‌کنند و هيچ قانونی از آنان حمايت نمی‌کند و عملا برده‌‌های خانگی کارفرما محسوب می‌شوند. و بعلاوه اینها زنانی هستند که در شرکت‌های پيمانکاری و عمدتا به کار نظافت خانه‌ها مشغول هستند. اين زنان علاوه بر کارخانگی خودشان که جزو وظايفشان محسوب می‌شود بقيه اوقاتشان را بايد به کار فرسايشی نظافت خانه‌ها با حداقل حقوق و نبود هيچ‌گونه قانون حمايتی سپری کنند. بنابراين زنان کارگر نه تنها به عنوان زن در جامعه مورد تبعيضات طبقاتی، جنسیتی و اجتماعی قرار می‌گيرند، بلکه در محیطهای کار نيز به عنوان زن مورد تبعیض قرار گرفته و در شرايطی به غايت متفاوت با مردان بسر می‌برند.

در مناسبات نظام سرمایه داری زنان کارگر در مقایسه با هم طبقه ایهای کارگر مرد خود بیشتر تحت ستم اند. آن‌ها در بازار کار ارزان‌ترين بخش نيروی کار را رقم میزنند، در بحران‌ها اولين قربانیانی هستند که مشمول طرحهای بیکار سازی میشوند، بنابراين بخش اعظم ارتش ذخيره کار را بدون آنکه خود بخواهند شامل میشوند، بيشتر کارهای خدماتی، کارهای غیر تخصصی، پاره وقت و قراردادهای موقت نصيب آنان می‌شود…. و در اتحاديه‌ها و سنديکاهای مرد محور مطالبات آنان ناديده گرفته شده و يا کم بها داده ‌میشود و میزان مشارکت آنها در مقایسه با مردان کارگر درصد ناچیزی را رقم میزند. موجودیت زنان در کل به عنوان یک انسان در حکومت ارتجاعی و مذهبی جمهوری اسلامی زیر پا گرفته شده و با وجود اینکه نصفی از جمعیت جامعه را تشکیل می دهند اما از هرنوع حقوق اجتماعی –اقتصادی و سیاسی محرومند. زنان کارگر به علت جایگاه طبقاتیشان جزء اولین قربانیان بحران های سرمایه داری ناشی از اجرای سیاست های اقتصادی نئولیبرالی هستند. آنها به علت عدم امنیت شغلی در بسیاری از موارد مجبوراند که به خواسته های غیرانسانی کارفرما مثل دستمزد پائین تر، قراردادهای موقت کار یا قراردادهای سفید، مجرد بودن و نداشتن فرزند و….تن دهند.

وضعیت فاجعه بار اقتصادی ای که در ایران موجود است، فقر و گرانی افسارگسیخته، زندگی و هستی میلیونها نفر ازکارگران و زحمتکشان را در معرض نابودی و خطر جدی قرار داده است. اما در این میان وضعیت زنان کارگر که اغلب نیز سرپرست خانواده هستند در شرایط بحرانی موجود، به علت مشکلات اقتصادی که پیش رو دارند بمراتب از هم طبقه ایهای مرد کارگرشان نیز بیشتر و اسفبارتر است. در اثر این بحرانها بیشترین درصد اخراجیها را شامل میشوند، هر ساله به اجبار شمار زیادی از زنان کارگر شاغل در کارخانه های بزرگ به کارگاههای کوچک خارج از شمول قانون کار رانده شده و یا جذب بازارهای غیر رسمی کار و کارهای کاذب میشوند و ناگریزاند به ساعات طولانی کار و دستمزدی بسیار پائین تر از دستمزد اعلام شده، بدون بیمه و بازنشستگی و سایر مزایای رسمی تن دهند.
نرخ بیکاری زنان دو الی سه برابر مردان است و زنان در بسیاری از مراکز کاری همچون کارگاههای تولیدی قالیبافی و  کوره پزخانه ها گاهی دوسوم یا نصف حداقل دستمزد مصوب شورای عالی کار را دریافت می کنند اما به دلیل عدم امنیت شغلی و بیکار شدن از شکایت صرفنظر می کنند.

فقرو بیکاری ای که گریبانگیر طبقه کارگر شده است، بیشترین صدمات را به زنان کارگر وارد نموده است. زنان کارگر از نظر سطح حقوق و مزایای شغلی هنوز با مردان فاصله ی زیادی دارند و در بهترین حالت، برغم کار مساوی و نرخ استثمار برابر با مردان، میزان حقوقشان ۶۰% حقوق مردان است. علاوه بر اختلاف دستمزد، زنان در محل کار با انواع  خشونتها و نابرابریهای اقتصادی، اجتماعی و جنسی و… مواجه هستند.

امروزه با گستزش موج بیکارسازیها درصد بسیار بالایی از زنان، بیکار هستند. آمارهای رسمی میزان اشتغال زنان را حدود ۱۵% اعلام کرده اند. بعلاوه ، در شرایطی که کارفرمایان، به خاطر امکان پرداخت مزد کمتر، ترجیح می دهند دربرخی از مشاغل از کارگران زن استفاده کنند، آمار زنان شاغل کارگرهمچنان کاهش یافته و زنان ناگزیز به شغل های کاذبی همچون دست فروشی هستند. و در برخی موارد به علت عدم حمایتهای مالی ناچاراً به تکدی گری یا تن فروشی دست میزنند و در این رابطه مورد تعرض و خشونت های مختلف قرار می گیرند.

زنان سرپرست خانواده که از محروم ترین اقشار زنان بشمار می روند در موقعیتی بسیار نابرابر و تحت فشارهای شدید اقتصادی و اجتماعی در جمهوری اسلامی بسر می برند، جمعیتی بالغ بر نزدیک به دو میلیون نفر( براساس آمار نه چندان واقعی سازمان بهزیستی) تخمین زده شده اند و مستمری ماهانه‌ای، حداکثر سی هزار تومانی دریافت می کنند.
زنان سرپرست خانواده با درد و رنج و مشقت فراوان به عنوان دست فروش، کارگرنظافتچی، کارگر کوره پزخانه، کارگر خانگی خانواده ها، کارگر تولیدی پوشاک، صنایع دستی، مونتاژ و بخش خدمات کار می کنند و زندگی خود را از این راه تامین می نمایند؛ بعضا کودکان خردسال خود را هم، حین کارکردن همراه دارند. اما از این بخش از زنان کارگر به ندرت اسمی تحت عنوان کارگر برده می شود.
در خانواده هایی که زنان سرپرست خانواده هستند از آنجائیکه به عنوان والدین در جایگاه دو نفر، پدر و مادر ایفای نقش می کنند به علت این مسئولیت دوجانبه وقت مکفی برای رسیدگی به امورات خود و فرزندانشان را ندارند و علاوه بر آن نگاه حاکم زن ستیزی، آنان و فرزندانشان را در معرض انواع آسیبها و خشونتهای اجتماعی قرار میدهد.

طبق آمار امروزه، ۷۶ درصد زنان سرپرست خانواده زیر خط فقرهستند و مشکل اقتصادی بزرگترین مسئله ی این زنان می باشد که هرروزه با آن دست و پنجه نرم می کنند.

زنان کارگر درحالی که از اجرای برنامه‌هایی مانند خصوصی‌سازی، و حذف یارانه‌ها، لطمه‌های جبران‌ناپذیری متحمل شده اند و امنیت شغلی‌شان پایمال شده است، درعین‌حال درنتیجهٔ  سیاست‌های مبتنی بر تبعیض جنسیتی، از امکان‌های مساوی و مشابه در جامعه نیز محروم ‌اند. مبارز ه زنان کارگر از رفع تبعیضات جنسیتی، و کسب دیگر مطالبات و خواسته های کارگری تنها وظیفۀ زنان کارگر نیست بلکه امر طبقه کارگر متشکل است و مبارزه ایی جدی و هر روزه  را می طلبد.

زنان کارگر و چالش‌ها
اگرچه مشکلات زنان کارگر کارخانه‌ها، کارگاههای کوچک و زنانی که به کارهای خدماتی اشتغال دارند  با هم متفاوت هستند و یا کار زنان در منازل که به رسمیت شناخته شده نیست تا مبارزه برای مزایایی را به دنبال داشته باشد. اما با تمام این تفاوتها دارای منافع مشترکی هستند که مبارزه مشترکی را می طلبد.  مبارزه زنان کارگر با هم طبقه ایهای مرد کارگر خود برای دستمزد برابر با مردان، رفع هر نوع تبعیض جنسیتی و طبقاتی بر زنان کارگر از طرف کارفرمایان و نظام سرمایه داری، متشکل شدن در تشکل‌های مستقل طبقاتی، برخورداری از امنیت شغلی، ممنوعیت کارسنگین در زمان بارداری، امکان مهدکودک با استاندارهای مکفی بهداشتی و آموزشی برای کودکان و محسوب نمودن ساعات شیردهی جزء ساعات کار، یکسال مرخصی زایمان، کمک هزینه بارداری و مزایای تولد فرزند، بازگشت کارگر زن بعد از پایان مرخصی زایمان به کارسابق خود و پایان دادن به ایجاد محدودیت‌هایی درشرایط استخدام زنان از طرف کارفرمایان و قوانین ارتجاعی ضد زن جمهوری اسلامی، مجموعه این خواسته ها و مطالبات تنها مختص به مبارزه زنان کارگر نبوده بلکه وظیفه طبقه کارگر متشکلی می باشد که تنها با مبارزه بی وقفه خود می تواند آن را متحقق نماید.

از سوی دیگربخشی از مردان کارگر به دلیل همان دیدگاه عقب مانده  مردسالارانه زنان را رقیب کاری نه همکار خود می‌دانند یا که آنان را درجه دو و فرودست می‌پندارند که این نگاه واپس گرای ارتجاعی و سنتی دقیقا در ادامه همان سیاستهای ارتجاعی حکومت جمهوری اسلامی نسبت به زنان می باشد و سعی دارد با شیوه‌های گوناگون و تحت قوانین  مختلف ارتجاعی زنان را دوباره به کنج خانه‌ها برگرداند. اما آنچه که مسلم است زنان و مردان کارگر، از یک منافع طبقاتی برخوردارند و جزء یک طبقه هستند، لازمه اش این است همدوش هم و متحدانه در مقابله با مشکلات و معضلات موجود به مبارزه بر خیزند. زنان کارگر زمانی می توانند بر این چالشها غلبه نمایند که ازحمایت هم طبقه ایهای مرد کارگر خود برخوردار باشند.

از آنجا که نظام جمهوری اسلامی بنا برماهیت طبقاتی خود، همچون سایر سیستم های سرمایه‌داری با مطالبات نهایی کارگران درستیز بوده و قادر به پاسخگویی آن‌ها نیست، و از طرف دیگر به واسطۀ ‍ماهیت مذهبی و ارتجاعی خود اساسا نظامی زن‌ستیز و مبتنی بر تبعض‌های جنسیتی است، در مقابله  و مبارزه با این رژیم علاوه بر طرح مطالبات کارگران به طور کلی، همواره باید برمطالبات خاص زنان کارگر، به طور جداگانه نیز تاکید نمود. یکی از این مطالبات اساسی زنان کارگر امر تشکل یابی است.

تشکل یابی
در سیستم سرمایه‌داری، زنان کارگر، بخش وسیعی از طبقه کارگر را تشکیل می‌دهند که عمدتاً در بی تشکلی این طبقه پراکنده و بی تشکل هستند، تحت مناسبات نابرابر سرمایه داری و مردسالارانه، کار رایگان خانگی می‌کنند و در مراکز کار و تولید به شدت استثمار می‌شوند. مناسبات سرمایه‌داری و روابط استثمارگرانه ایی که در درون جامعه حاکم می‌باشد زنان را در موقعیت فرودستی قرار داده است. زنان نه تنها به مثابه کارگران ارزان، در این نظام، ناچاراند نیروی کار خود را بفروشند بلکه  به عنوان کالایی جنسی هم مورد معامله و بهره‌برداری قرار می‌گیرند. زنان در عین حال که به مثابه بخشی از طبقه کارگر مطالباتی دارند به عنوان بخش فرودست و تحت ستم جنسیتی و طبقاتی هم  دارای ویژگی‌هایی هستند. در شرایط کنونی که سرمایه‌داری جهانی با بحرانی عمیق دست و پنجه نرم می‌کند بخش بزرگی از بار این بحران را بردوش زنان گذاشته و با به خدمت گرفتن هرچه بیشتر این بخش از جامعه در مشاغل غیررسمی و حاشیه ایی، سعی دارد با پایین نگه داشتن دستمزدها از این بحران عبور کند.

با افزایش فشار اقتصادی، زنان هرچه بیشتر جذب مشاغل کم درآمد و کارهای کاذب و بخشهای غیررسمی می‌شوند. طبق آمار بانک جهانی بالای ٦٠  درصد از ۵۵٠ میلیون کارگر بی بضاعت جهان را زنان تشکیل می‌دهند. همچنین سازمان جهانی کار تعداد کارگران خانگی در سراسر جهان را رقمی در حدود ۵۵ میلیون نفر اعلام کرده است که غالب این کارگران را زنان مهاجرتشکیل می‌دهند و با توجه به اینکه اغلب کارگران خانگی بدون هیچ قراردادی مشغول به کار می‌شوند می‌توان حدس زد که آمارهای واقعی بسیار بیشتر از این رقم می باشد در شرایط فعلی، با توجه به شرایط فلاکت بار اقتصادی، روز به روز زنان بیشتری با دستمزدهای ناچیز و بدون هیچ قراردادی دررستوران‌ها، منازل، مزارع، مهد کودک‌ها، مطب‌ها، فروشگاه‌ها، آرایشگاه‌ها، کارگاههای کوچک و خانگی و مراکزی از این قبیل مشغول به کار می‌شوند. علاوه برآن به طور رایگان در خانه‌های خود به کار خانگی و بازتولید نیروی کار مشغول هستند. و سرمایه‌داری با استفاده ازکار رایگان زنان خانه‌دار قادر است دستمزد را به حد اقل برساند.

زنان کارگر نه تنها در کارخانه‌ها بلکه در اکثر جاها حضور دارند وعلاوه برتشکل‌های کارگری ای که شامل زنان ومردان کارگر  میشود، این بخش از زنان نیاز به تشکل‌های مستقل خود دارند. البته این به آن معنا نیست که تشکل‌های زنان  کارگر و متشکل شدن آنها نوع ویژه ایی از تشکل باشد، یا در تقابل با تشکلهای مستقل کارگری بوجود می آید بلکه مسئله تنها توجه به ویژگی‌ها و نیازهای این بخش از طبقه کارگر است. از آن‌جا که تشکل‌يابی زنان براساس نیازها، امکانات، توانايی ها و مطالبات واقعی اشان صورت گیرد اعتماد بنفس بيشتری کسب کرده و تشویق می شوند در مبارزات اجتماعی حضور یابند. همچنین بر مبنای طرح مطالبات و خواست‌های واقعی خود می‌توانند به آگاهی طبقاتی و منافع کل طبقه دست يابند. موجودیت تشکل‌های مستقل زنان کارگر در جنبش کارگری کمک خواهد نمود تا زنان کارگر با حضور فعال و تاثير گذار خود  در مبارزه برای مطالبات اقتصادی- اجتماعی همانند طرح و پیگیری ‌مطالباتی در جهت بهبود وضعیت زندگی زنان کارگر، برابری دستمزدهای آنان با مردان، و رفع تبعیض جنسیتی و طبقاتی قدم بردارند.

زنان خانه‌دار هم بخشی از زنان کارگر را شامل میشوند به دلیل موقعیت ویژه‌ای که در آن قرار دارند نیاز به تشکل‌های ویژه خود دارند. خواسته‌هایی از قبیل مهد کودک رایگان نه تنها برای زنان شاغل، بلکه برای زنان خانه‌دار هم ضروری است. در جامعه ایی مانند ایران که زنان دائما در معرض خشونتهای خانگی هستند ایجاد خانه‌های امن برای این زنان از اهمیت ویژه ایی برخوردار است، این دسته از مطالبات می‌توانند زمینه‌ساز ایجاد تشکل‌های زنان کارگر باشند.

می‌دانیم که طبقه کارگر برای پایان دادن به این نابرابری چاره‌ای جز متشکل شدن حول خواسته‌های واقعی و به روز خود ندارد. این بخش از طبقه یعنی زنان زحمتکش نیز برای دستیابی به رهایی و برابری، چاره‌ای جز متشکل شدن حول خواسته‌های مشخص خود بطور استراتژیکی ندارند. همانطور که هر بخش از طبقه کارگر با توجه به ویژگی‌های آن بخش، شکل خاصی از تشکل را می طلبد ضروری است برای تشکل‌یابی این بخش گسترده و به شدت تحت ستم فعالین زنان کارگر همراه هم طبقه ایهای فعال کارگری مرد خود نیز ابتکارعمل به خرج داده و در برپائی تشکلهایی که پاسخگوی خواسته ها و مطالبات زنان کارگر باشد اقدام نمایند.

ایجاد تشکل‌های مستقل زنان به هیچوجه به معنای جداسازی زنان از جنبش کارگری نبوده بلکه تنها به معنای درنظر گرفتن نیازهای بخشی از طبقه کارگرمی‌باشد. این بخش از طبقه به دلیل ستم چند گانه، منافع بزرگی در دگرگونی اساسی و ریشه‌ای سیستم سرمایه‌داری دارد اما این انرژی تنها زمانی آزاد می‌شود که بر محور خواسته‌ها و مطالبات مشخص متشکل گردد. خواسته‌های زنان کارگر، نه تنها لغو قراردادهای موقت، امنیت شغلی، افزایش دستمزد و پرداخت بیمه بیکاری به زنان خانه‌دار به مثابه کارگرانی که از کار اجتماعی محروم شده‌اند می‌باشد، بلکه همچنین و علاوه بر همه این‌ها خواسته‌هایی نظیر خدمات درمانی و بهداشتی و حمایت‌های ویژه از زنان آسیب دیده، استفاده از مهد کودک‌های رایگان و به طور کلی اجتماعی شدن هرچه بیشترخدمات رفاهی که امروزه به صورت کارخانگی بردوش زنان گذاشته شده، جزء اولویتهای خواست زنان کارگرمی‌باشد. اگرچه نظام سرمایه داری ماهیتاً قادر به امر اجتماعی شدن خدمات رفاهی و آموزشی برای همگان نمی باشد اما مطرح کردن این مطالبات وحرکت کردن به سمت چنین خواسته‌هایی و حتی دستیابی به برخی از این خواسته‌ها در جامعه سرمایه‌داری نه تنها امکان‌پذیر، بلکه ضروری می‌باشد. امروزه بسیاری از خدمات خانگی در بعضی از کشورهای اروپایی به صورت اجتماعی ارائه می‌شود و به این ترتیب تاحدود زیادی وقت و نیروی زنان آزاد شده است.

درخواست مهدکودک‌های رایگان و رستوران‌های عمومی در محلات و یا خواسته ایجاد خانه‌های امن برای زنان آسیب‌ دیده و بی‌خانمان نمونه‌هایی از این دست می‌باشند. تنها در جریان حرکت جهت دستیابی به خواسته‌های واقعی و معین هست که زنان کارگر و زحمتکش می‌توانند آگاهی طبقاتی پیدا کرده متشکل شوند و به مبارزات خود عمق و وسعت بخشند. اما واقعیت اینست که هر خواسته و مطالبه ایی، تنها در صورتی که با مبارزه طبقاتی همراه باشد و در هر قدم علل و ریشه‌های ستم بر زنان را افشا نماید خواهد توانست گامی اساسی در جهت رهایی زنان بردارد. سرمایه‌داری، در شرایط کنونی که  با بحران‌های اقتصادی دست و پنجه نرم می کند، زنان کارگر تاوان این بحرانها را باید با فقر، بیکاری، تنفروشی و استثمار هر چه بیشتر بپردازند.

امروزه خواسته زنان نه فقط مختص به خواسته های صنفی، باید حول دستیابی به برابری کامل زن و مرد در همه عرصه‌های اقتصادی اجتماعی و دستیابی به حقوق انسانی ‌باشد. این خواسته‌ها تنها در سیستمی که مبتنی بر تولید و توزیع و مشارکت اجتماعی بوده و نفعی در استثمار زنان نداشته باشد می‌تواند تحقق یابد و تنها، جنبش کارگری با متشکل شدن و مبارزه بر علیه سرمایه داری می‌تواند چنین افقی را پیش روی زنان قرار دهد. باید این توجه را داد: جنبش کارگری تا به امروز در رابطه با متشکل نمودن زنان کارگر به عنوان یک وظیفه مبرم بطور جدی در عرصه مبارزاتی فاقد هر نوع حرکت و فعالیت اجتماعی بوده است.

در چند تشکل نیمه بند کارگری موجود هم شاهد هستیم که بیشترین اعضای آنها را فعالین کارگری مرد تشکیل می دهند و از حضور فعال زنان کارگر در عرصه های مختلف مبارزاتی نام ونشانی نیست. اما در هر شرایطی که مبارزات کارگری تا حدودی در صحنه بوده با وجود نادیده گرفتن نقش جدی زنان کارگر چه بصورت فعال کارگری و چه بصورت عضوی از خانواده های کارگری ما شاهد بوده ایم چگونه فعالانه در میدان مبارزه ظاهر شده اند و خیلی مصمم پا به پای همطبقه ایهای مرد خود برای خواسته ها و مطالبات مطرح شده تا به آخر مبارزه نمود ه اند. به عنوان مثال می توان به مبارزه زنان فعالین کارگری سندیکای شرکت واحد و سنگ معدن بافق و چادرملو اشاره نمود، که بدون نقش فعال زنان و خانواده های کارگری امکان تحقق خواسته های این حرکتهای کارگری امکانپذیر نبود.

البته دهها مورد دیگر ازجمله: مراسمهای اول ماه مه، 8 مارسها و گلگشتها و در تجمعات جلو زندانها برای آزادی فعالین کارگری و سیاسی زندانی-زنان کارگر نقش فوق العاده مهم و چشمگیری را ادا نموده اند تا جائیکه در چندین موارد بهای سنگین آنرا با زندان و شلاق پرداخته اند. اما متاسفانه جنبش کارگری ایران به دلیل نگاه مرد محوری هیچوقت قادر نبوده از این پتانسیل بالای هم طبقه ایهای زن خود در امر متشکل شدن و همگامی برای کسب مطالبات و خواسته های خود استفاده نماید. متاسفانه امروزه ما تنها شاهد پراکندگی خود طبقه کارگر نیستیم بلکه برسمیت نشناختن حقوق برابر زن کارگر همانند مرد کارگر در سطح جنبش کارگری یکی از معضلات و گرهگاهای اصلی جنبش کارگری است اگر جنبش کارگری نتواند بر این ضعف اساسی فائق یابد در واقع آب به آسیاب بورژوازی ریخته و جنبش قادر نخواهد بود بدون همراه نمودن این بخش مهم و وسیع از طبقه کارگر قدمهای موثری رو به جلو بر دارد.

همچنان که شرط اول برای ایجاد پویایی و تحرک در جنبش کارگری، داشتن تشکلهای مستقل است زنان کارگر نیز برای دستیابی به خواسته‌های خود نیاز به تشکل دارند. برای ایجاد تشکل‌های زنان نیز نظیر سایر تشکل‌های کارگری ضروری است از شرایط عینی و زندگی واقعی زنان شروع کرد. محافل دوستانه، گردش‌های دسته جمعی، جمع‌های ورزشی، صندوق‌های خانوادگی، صندوق‌هایی در محل کار، محافل خانواده های کارگری، ایجاد محافل کمک به زنان و کودکان آسیب دیده و نیازمند به کمک‌های مالی، آموزشی، یا حقوقی دارند، برگزاری تجمعات آموزشی در مورد مسائل و مشکلات مشخص زنان، همه و همه می‌توانند زمینه‌ساز ایجاد تشکل‌های زنان زحمتکش باشد.

وجود تشکل مستقل اگرچه در شرایط فعلی یکی از محوری‌ترین خواسته‌های جنبش کارگری است و دستیابی به هر مطالبه و خواسته به میزان متشکل شدن کارگران گره خورده است، ایجاد تشکلهای مستقل زنان نه تنها ضروری است بلکه در تقویت و همسویی برای دستیابی به کل خواسته های کارگران اعم از زن و مرد نه تنها ضروری بلکه جزء اولویتهای جنبش کارگری است.  بنا براین وظیفه آن دسته از سوسیالیستها و فعالین کارگری  و فعالین زن سوسیالیست است  که با چشم اندازی طبقاتی به مسائل زنان کارگر و نیازهای موجودشان توجه نموده  آستین ها را بالا زده  و با ذکر ضرورتها و اولویتها ، با استفاده از حداقل امکانات موجود‌، در جهت ایجاد تشکل‌های زنان کارگر و زحمتکش، اقدام نمایند. این مهم وظیفه ایی طبقاتی و استراتژیکی خواهد بود که دستاورد مهمی برای جنبش کارگری را در بر خواهد داشت. اشاعه و ترویج و تبلیغ دیدگاه طبقاتی و ایجاد تشکل‌های زنان کارگر و زحمتکش، مستلزم ارتباط دائم با زنان زحمتکش، شناخت مشکلات و خواسته‌های واقعی آنان و متشکل شدن حول این خواسته‌ها می‌باشد. چنین تشکل‌هایی، حتی در ظرفیت تشکهای چند نفره در محلات کارگری تا تشکل بزرگتر می تواند مثمر ثمر و واقعی باشند.

به عنوان مثال لازم است به نمونه های مشخصی از زندگی بعضی از زنان کارگر مبارز در طول جنبش کارگری اشاره و مروری شود:

تاریخچه اتحادیه کارگران چیت سازی ری

مقدمه

یکی از دستاورد های مهم جنبش سندیکایی و کارگری ایران، حضور فعال زنان و مبارزات پیگیر آنها در جامعه بوده است. از دیگر دستاوردهای جنبش سندیکایی می توان از سازمان دادن زنان کارگر و آموزش دادن آنها در کسب مطالبات و خواسته های طبقاتیشان نام برد و همچنین تلاش مداوم در آشنا نمودن آنها به حق و حقوق شرکت در مسایل سیاسی و صنفی اشان.«در سال 1331 مهری گیلک پور کارگر کارخانه چیت سازی ری نماینده کارگران زن شد .او برای زنان باردار و بچه دار اتاقی را از کارفرما گرفت و به کودکان شیر خوار اختصاص داد که هر 2 ساعت یکبار برای شیردادن کودکان استفاده شود، و گرفتن سهمیه شیر برای مادران شیرده و قسمت بافت کارخانه.» این خواست مهم طبقاتی برای اولین بار در تاریخ جنبش کارگری و سندیکایی بر بورژوازی تحمیل شد و تا قبل از کودتای سال 1332 برقرار بود ، بعدها در دهه چهل این مطالبه مهم در اثر مبارزات کارگران که جزء اولویتهای مطالبه اتیشان محسوب میشد از طرف بورژوازی به رسمیت شناخته شد.

کارگران زن کارخانه نساجی چیت ری هرگز نام مهری گیلک پور را از یاد نبردند. مهری گیلک پور که عضو شورای متحده کارگران ایران بود یک زن کارگر و سازمانده و آگاه به مسائل طبقاتی زنان کارگر بود. او مسئول آزمایشگاه کارخانه چیت ری بود، او زن کارگر مبارزی بود که برای احقاق حقوق خود و هم طبقه ایهایش مبارز می نمود. این دستاورد که برای اولین بار توسط یک نماینده کارگر زن گرفته شد در دهه چهل برای همه ادارات دولتی و ارتش و کارخانه های بزرگ اجباری شد. گیلک پور و شورای متحده کارگران ایران برای چندمین بار ثابت کردند که در مبارزه خود برای بهبود وضعیت کارگران دستاوردهایشان تنها به خودشان تعلق ندارد بلکه دستاورد طبقه کارگر، برای بهبود وضعیت طبقه کارگر خواهد بود.

نقش زنان در اعتصاب ماه مه 1308 کارگران شرکت نفت

دستمزدهای پائین شرایط دشواری برای زندگی و معیشت کارگران و خانوادههایشان را ایجاد نموده، همسران کارگران در کنار شوهرانشان تمام این دشواریها را به دوش میکشیدند و هیچ کجا هم تلاشهای بی وقفه آنها به چشم نمیآمد. زمانی که کارگری اعتصاب میکند، اخراج میشود، زندان میرود ….و زندگی خود و فرزندانش را در این ماههای بیکاری و بیحقوقی به تنهایی به دوش میکشد. در بسیاری موارد همسرش دوشادوش او در اعتصابات شرکت میکند و حتا پیشاپیش او در تاریخ مکتوب مبارزات کارگری در ایران و شاید جهان کمتر نشانی از این زنان مییابیم. یوسف افتخاری از معدود افرادی است که هر چند مختصر اما اشارهای به نقش این زنان دارد.

اعتصاب کارگران شرکت نفت در آبادان در سال 1308 یکی از این مبارزات است.که زنان نقش تاثیرگذاری در آن داشتند. این اعتصاب قرار بود که در اول ماه مه برگزار شود، اما به دلیل دستگیری چند نفر از جمله یوسف افتخاری زودتر آغاز شد.

او در صفحهی 118 خاطراتش شرایط زندگی کارگران شرکت نفت را در سالهای 1306 تا 1308 را این گونه تصویر میکند: “… این کارگران از حداقل زندگی محروم بوده و عدهای به علت نداشتن مسکن زیر سایهی درخت خرما زندگی میکردند. بعضی از آنان اتاقهایی از بوریا ساخته و در زمستان و تابستان با چند خانوار دیگر در آن زندگی میکردند.

محلەی کارگران (احمدآباد) به علت نداشتن آب و مستراح به قدری کثیف و متعفن بود که اغلب امراض در آنجا شیوع پیدا میکرد. شرکت نفت تنها حدود 150 خانه یک اتاقی و دو اتاقی را در اختیار برخی کارگران متخصص و با سابقه گذاشته بود که نسبتا تمیز و قابل سکونت بود… فاصلهی محل سکونت عدهای از کارگران تا تصفیه خانهی آبادان بیش از دو کیلومتر بود… ظاهرا ساعت کار شرکت نفت روزی 8 ساعت بود ولی از روی حساب دقیق 11 ساعت وقت کارگران در کارخانه و بین راه تلف میشد و در گرمای شدید خوزستان روزی 11 ساعت کار کردن بسیار مشکل بود… کارگران نفت جنوب نه فقط غذا و پوشاک و مسکن کافی نداشتند، حتا از داشتن امنیت نیز محروم بودند. هر آن مسترهای انگلیسی اراده میکردند میتوانستند کارگران را از کارخانه اخراج کنند.(1) … آزار واذیت کارگران و کتک زدن کارگر جزو کارهای عادی انگلیسیها بود به دفعات اتفاق افتاده بود که انگلیسیها کارگری را به ضرب مشت و لگد کشته و متاسفانه مورد تعقیب هم واقع نمی شدند.

در سال 1306 حداقل حقوق کارگران ماهی شش تومان و حداکثر 9 تومان بود. حقوق بهترین متخصصان ایرانی از ماهی 45 تومان تجاوز نمیکرد. … علاوه بر آن هر ماه مبلغی از این حقوق ناچیز کارگران به عناوین مختلف (جریمه و تاخیر) و غیره کسر میشد. چون حقوق کارگران را در پاکتهای دربسته تحویل میداند و آنان حق نداشتند جلوی باجه آن را بشمارند. کسانی که به عمل شرکت اعتراض کرده و در صدد احقاق حق میآمدند فورا از طرف شرکت به خدمت آنها خاتمه داده و گاهی برای عبرت سایرین نام او را در لیست سیاه قید میکردند که تا آخر عمر حق کار در شرکت نفت را نداشتند. قبل از اعتصاب 1308 عدهی این کارگران فقط در آبادان به 500 نفر میرسید. در این زمان قیمت یک کیسه آرد در آبادان 5 تومان بود چون کارگران قادر به معاملهی نقدی نبودند این آرد رابه کیسهای 6 تومان میخریدند. در ظرف سال خوراک کارگران سیاه، آنان که تخصص نداشتند، جز نان خالی چیز دیگری نبود.

استفادهی زنان کارگر ازتفالهی نفت منظره ی اسف باری داشت. زنان کارگران پیتهای نفت را با آن مایع سیاه که معروف به تفالهی نفت بود پر کرده و روی سر گذاشته و برای پختن نان و سیر کردن بچههای صغیر و لخت و گرسنهی خود به طرف اتاقهای بوریایی روانه میشدند. پوشاک آنان عبارت از یک پیراهن بلند و پاره پاره بود که قسمت کمی از بدن را مستور میکرد. مایع سیاهی که روی سر گذاشته بودند در اثر حرکت به صورت آنها ریخته تمام اعضای بدنشان را آلوده میکرد. انگلیسیها با زنهای شیک پوش خود جلوی زنان ستمدیده و صاحبان اصلی ثروت نفت را گرفته و از مناظر رقت بار آنان عکس میگرفتند. عکسهایی که انگلیسیها از زنان و کارگران برمیداشتند منظره ی رقت انگیزی داشت. عکس اسکلتهای نفت آلود و متحرک هر بینندهای را متاثر میکرد. … با این مایع سیاه که به طریق بالا به دست میآوردند سوخت نانشان مجانی تامین میشد.. … شرکت نفت بیمارستانی داشت که وضع آن از حیث دوا و طبیب رضایت بخش بود. اما کارگران تا دم مرگ نمیرسیدند در این بیمارستان بستری نمیشدند. کارگران میگفتند بیمارستان شرکت حتا برای نمونه و ظاهرسازی هم که باشد کارگری رامعالجه نکرده و شفا نداده است.دراغلب نقاط خوزستان در فصل تابستان زندگی بدون یخ و آب خنک مشکل و گاهی طاقت فرسا است. شرکت نفت بااین که در این تاریخ کارخانه ی یخ داشت یخی دراختیار کارگران قرار نمیداد. حتا آب آشامیدنی شهر هم تصفیه شده نبود.(2)

این کارگران با این شرایط  دشوار از مرخصی هم بهره مند نبودند. کارگرانی که در حین کار معلول میشدند بدون دریافت دیناری از کار برکنار میشدند و مجبور به گدایی بودند.

اولین تلاشها برای متشکل کردن کارگران شرکت نفت در این سالها آغاز شد. افتخاری پس از آنکه شرح کاملی از نحوهی شکل گیری این اتحادیه میدهد، در صفحه 40 کتاب خود درمورد نقش زنان در این تشکل چنین مینویسد:

درتصفیه خانهها و کارخانههای دیگر شرکت نفت، زنان کار نمیکردند. بنابراین تشکیل اتحادیه زنان برای ما میسر نبود.برای آن که از قدرت عظیم زنان در تشکیلات استفاده شود. به افراد اتحادیه دستور دادیم که منسوبین و محارم خود را با افکار وعقاید و روش اتحادیه و مبارزه ی طبقاتی آشنا نموده نتیجهی عمل و تاثیر گفتارشان را به اتحادیهی ایالتی کارگران خوزستان گزارش نمایند. به این ترتیب به مرور به خانوادهی کارگر هم نفوذ کردیم و اولین اتحادی که از طریق این فرد به وجود میآمد باهمسر و دختر او بود. بنابراین ما در یک خانوادهی که ما عضو داشتیم، عائله اش هم تقریبا عضو اتحادیه محسوب میشدند. منتها مردان حوزههای مرتبی داشتند ولی زنان حوزههای مرتبی نداشتند. میترسیدیم آنها گیر بیفتند. به همین حوزههای خانوادگی اکتفا میکردیم. مگر اینکه لازم میشد به زنان ماموریت بدهیم. کارگران در این زمینه با اتحادیه همکاری نمودند. از این آزمایش نتایج خوبی به دست آمد که در موقع اعتصاب موجب حیرت اداره پلیس ومخصوصا رکن الدین مختاری شد.

او در این مورد چنین مینویسد: وقتی که در شهربانی زندانی بودم بعضی شبها که مختاری کاری نداشت مرا صدا میکرد و با من صحبت میکرد. یک شب گفت تعجب نمیکنم که تو بلند شدهای و لنگان لنگان کاری پیدا نکرده آمده آبادان با ماهی هشت تومان کار میکنی. ولی در ایران که هنوز حجاب است شما چه طور توانستید این تشکیلات را به وجود بیاورید. من از این تعجب میکنم که تو چطوری میان آنها رفتهای و نگفتند نامحرم است.

عائلهی کارگران در اثر تبلیغات نان آوران خانه به اتحادیه ی کارگران گرویده و اکثر آنها در جلسات حوزههای خانوادگی کارگران شرکت کردند. ضمنا همانطور که گفتم یک کلاس محرمانهی سیاسی داشتیم که همانجا اگر کسانی سواد فارسی کم داشتند فارسی درس میدادیم ومن خودم یک اطلاعات سیاسی و سندیکایی به آنها میدادم. بنابراین یک عدهای را به سطح کادر و نیمه کادری رسانده بودیم. و یکی از این کادرها زهرا بود.

زهرا از زنهای مبارز لرستان بود وموقع اعتصاب اولین کسی که جلوی شرکت نفت برای کارگران نطق کرد و گفت دستور اعتصاب صادر شده، او بود. گویا چیزی که گفته بود زیاد هم موثر واقع شده بود. او گفته بود در صورتی که زن مبارزه میکند، مرد نمیتواند مبارزه نکند.

«این شیوهی برخورد در تحریک و ترغیب کارگران و زد و خورد با پلیس نقش بزرگی را بازی کرد.زهرا در ضمن نطق بر علیه عملیات ظالمانه ی کمپانی نفت و حرکات غیر ملی مامورین دولت، رئیس کل شهربانی خوزستان را تقبیح کرده و در حضور جمعی از پاسبانها و صاحب منصبان شهربانی با صدای رسا ثابت کرد که اولیای شهربانی آلت دست کمپانی نفت شده و به ملت ایران خیانت میکنند. رکن الدین مختاری در مقابل حرف حسابی ومنطق محکم بانو زهرا مثل این که هیپنوتیزم شده باشد، اصلا یارای حرف زدن نداشته و سکوت اختیار کرده بود. بانو زهرا با عدهای از زنان کارگران را به مبارزهی شدید و گرفتن حق خود ترغیب میکرد.»

در جای دیگری افتخاری چنین مینویسد:

وقتی ما را اسیر کردند و به اهواز آوردند، زهرا هم آمد. البته زندانی نبود. زهرا آمد و رفت پیش مختاری و گفت من میخواهم یوسف را ببینم. مختاری گفت یوسف چه کارهی توست؟ گفت برادر من است. مختاری گفت تو لری و او ترک است تو چطور خواهر او شدی ؟ گفت ما از آن لرها و ترکها هستیم که با هم خواهر و برادریم.من هم باید حتما او راببینم. آمد. پلیس هم وسط ما ایستاد. زهرا گفت بروکنار. چنان حکم کرد که پاسبان اطاعت کرد و دور شد. گفت من با برادرم صحبت میکنم. گفت از خارج خواستند پولی به ما برسانند من قبول نکردم. گفتم ما طلا داریم میفروشیم میدهیم تا رفقای ما در زندان مصرف کنند. من بسیار خوشحال شدم و دستش را بوسیدم. گفتم خوب کاری کردی. مهم این است که آدم از کسی چیزی نگیرد و مدیون کس نشود. گرسنه میمانیم و نیاز و احتیاجی هم نداریم. بنابراین زهرا از لحاظ عقیده و از لحاظ اخلاق به تمام معنی یک زنی بود که میشد قهرمان نامید. منتها عیب کار در این است که در ایران اغلب زنها بیسواد و کم سوادند و تحصیل نمیکنند.»

این اعتصاب در ابتدا فقر و پریشانی خانوادههای محبوسین و تبعیدشدگان را به همراه داشت، فوت دو طفل شیرخوار هنگام تبعید زنان کارگر از آبادان به اهواز در اثر گرما و فشار مامورین و 13 سال حبس برای یوسف افتخاری و آقای رحیم خویی بهایی بود که کارگران برای رسیدن به خواستههایشان پرداخت کردند. در مقابل، در اثر این اعتصاب سرجان کدمن منشی کل کمپانی نفت به لندن مراجعه کرد، حقوق کارگران پانزده الی 50 درصد اضافه شد، کارگران بیکار در آبادان به کار گمارده شدند، عموم کارگران لیست سیاه (اخراج شدگان ابدی) به کار گمارده شدند. به کارگران مصدوم ومعلول اخراجی مبلغی پرداخت شد و رضایتشان جلب شد، ساخت مسکن برای کارگران شروع شد، کتک، بیاحترامی و اخراج بدون علت و جرایم کارگری ملغی شد و عدهای از مهندسین و مامورین انگلیسی که مورد تنفر وانزجار کارگران بودند از کار برکنار شدند.

دسامبر 2015

منبع ژینیار: نویسندە