جستجو

ژینیار - پلاتفرم زنان جنبش خیابان

ژینیار همچون عضوی از چتر/جنبش “خیابان” در حالی پا به عرصه وجود می‌گذارد که از اولین تلاش‌های سازمانیافته زنان در فلات ایران و از همان بدو ورود افکار دموکراتیک به این منطقه که تحت عنوان انقلاب مشروطه میشناسمش یک قرن می‌گذرد و از این منظر ژینیار نه چون خلق الساعه که همچون فرزندی در پی تلاش های نسل های گذشته زنان پا به عرصه وجود می‌گذارد. اما درصدد تکرار پیشینیان نیز نیست، فرزند زمانه خویش است. در ارتباط با مبارزین نسل های پیشین، دستاوردهایشان را ارج نهاده و ضعف و شکستهایشان را سرمشق می‌کند.

 

و بزرگترین این سرمشق ها آنکه چون زن خود را بازنیافت و بازنشناخت، در پس پرده ساتر نهان ماند، تا هربار و با هر خیز تحول خواهانه ی اجتماعی، دوباره دستخوش حذف واقع شده و از این رو هربار در غیاب زنان تلاش‌های تحول خواهانه نیز دوباره و دوباره متحمل شکست شود.

 

از این منظر، ژینیار به مفهوم یارزندگی در زبان کوردی، آن زن و یار زندگی مرسوم نیست که در فردا هرجنگی چون مادری داغدار فریاد سرمیدهد، یا آنکه چون همسر و لذا عنصری دسته دوم و یدک شوهرش به حصر می‌رود. بلکه ژینیار چون تلاشی برای خود‌شناسی و بازشناسی زن برای خود اوست و تلاشی است از زنی که کارگر است، همسر است، شرف است به زنی که نه کارگر است، نه همسر است و نه ناموس.

 

ژینیار حتی تلاشی برای کسب مقام اول را هم ندارد، بلکه ایستادگی آنانی ست که هیستریک وار در برابر هرگونه برتری طلبی و مقام جویی مردسالارانه ایستادند و حذف شدند، یعنی زنانی که نه در سرکوب و نه در تقابل با آن بنای اول بودن نداشته و ندارند. ژینیار بازتاب صدای زن زندگی برای مرد نیست. چرا؟ چون این کشک را بارها سائیدیم و حذفمان نتیجه شد.

 

و از این منظر است که ژینیار را به نام زنان گمنامی میخوانیم کە راه مبارزە برا ی رهایی خلقشان را برگزیدند و در این راه جفاها دیدند و با قدرت تمام، توانش آوردند، همانان که نه کارگرند، نه همسر و نه شرف آن زن دست و پا چلفتی معرف حضورتان. اینان کسانی هستند همچون زینب جلالیان که نه فقط صاحبین سرمایه زندانشان کردند، بلکه عدم برتری‌جویی مبارزاتیشان منجر گشته تا ذهنیت مردانه حاکم بر جنبش های انقلابی و دموکراتیک نیز آنها را کم شمارند. زنانی که به زعم ذهنیت کمیت گرای گنده گو، هیچ ندارند و هیچ نمی‌خواهند. گردن نمینهند بدین نظم و تمام ارزش هایش، پس اینان چون یار زندگی زنان در مصاف با تمدن طبقاتی ذاتا مردسالار، نه یک تابلو حقوق بشری ایدئولوژیک، بلکه یک روش اند.

 

ژینیار تلاشی بازی بازیابی و بازشناسی نیروی انقلابی از نوع دیگر است که از معادلات “انقلابیون” نیز حذف گشته است.

 

ژینیار اینگونه است؛ “تو به روش خودت بجنگ، ما زنان نیز به روش خودمان!”

 

(مقصود از زینب جلالیان در اینجا، معنای عام آن هست نە خاص، یعنی نمونەی بارز زن مبارزی کە بە حاشیە راندە شدە، نە صرفا برجستە کردن یک شخصیت حقوقی مشخص).